خرید بک لینک

ياد آن روزگار خوبى كهمثل پروانه عاشقم بودىآب دريا كه غرقه ام مى كردتوى امواج ، قايقم بودىشعرها را بهانه مى كردىقاصدك در قصيده پيدا شدقلب عاشق هميشه لو مى دادراز دل بى سبب هويدا شداعترافى نكرده باقى ماندجراتم در خطر زدن كم بودگرچه پرواز آخرم بودىبال خالى به پر زدن كم بودخواب سنگين هردومان آمدمن پشيمان سراغ بيدارىترك تزريق سخت تنهايىتو به جانت سرنگ بيزارىسر به قلب شكسته ام بگذارعاشقت شد ولى نفهميدىتا كه گفتم تو پر زده بودىمن بميرم.... چقدر ترسيدى....#نسيم_عطايىMat23/2019https://t.me/NasimAtaei + نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ساعت 9:55&nbsp توسط نسیم عطایی  | 

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 0:24

بگذار بگوید فقط از “عشق” نوشتم عاشق شدن از روز ازل بود سرشتم دل دادن او عین سرابست ولی عشقدر روح و تنم رخنه کند خشت به خشتم تا گفت تو هم مثل منى خاكى و سادهدر پیش خودش گفت من از خاك بهشتم خشنودم از آن روز مرا کرد فراموش گر پنبه کند هر چه که با عاطفه رشتم از رغبت بی منّت دل بود ؛ حلالش!هر میوه که چیدست از آن باغ و کنشتممغبون فریب است تو را خوب شمردنگر خوب تویی شکر خدا مضحک و زشتم!! در پای غزل هام مرا عفو نمایید

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 0:24

صفحه بندی